شيخ ذبيح الله محلاتى

194

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

آن حضرت برخيزد برود فلذا سر از زير لحاف بيرون كردم عرض كردم يا رسول اللّه من شما را خبر دهم فاطمه چندان آب كشيده كه اثر بند مشك در سينهء او نمايان است و چندان آسيا گردانيده است كه دستهاى او آبله كرده است و چندان زحمات خانه از جاروب كردن و افروختن آتش و ديگر كارها او را پژمرده نموده من او را گفتم اگر به خدمت رسول خدا به روى باشد از براى شما خادمه‌اى بفرستد كه شما را مساعدت بنمايد رسول خدا فرمود آيا من تعليم نكنم شما را به چيزى كه بهتر باشد از براى شما از خادمه و آن اين است كه چون بجامهء خواب داخل مىشويد سى و چهار مرتبه سبحان اللّه بگوئيد و سى و سه مرتبه الحمد للّه بگوئيد و سى و سه مرتبه اللّه اكبر اين وقت فاطمه سر از لحاف بيرون كرد عرض كرد رضيت عن اللّه و رسوله تا سه مرتبه گفت از خدا و رسول راضي شدم ( 4 ) احاديث تسبيح فاطمه ( ع ) و ثواب آن يكى روايت علل الشرائع بود كه آنفا گذشت و ديگر در ثلث اخير جزء چهارم صحيح بخارى و نيز ابو بكر شيرازى كه از اعلام سنيه هستند سند ، بابى ليلى مىرسانند كه على شكايت كرد كه حمل مشك آب بدن مرا بيازرد و پوست آن را برداشت فاطمه نيز شكايت كرد كه دستهاى من از گردانيدن آسيا از كار شده است چون در اين وقت نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گروهى از اسيران حاضر بودند امير المؤمنين فاطمه را فرمود بنزديك پدر شو و خدمتكارى طلب كن لاجرم فاطمه به حضرت رسول آمد و سلام داد و جواب شنيد . و بروايت بخاري رسول خدا را نديد عايشه در آنجا بود مطلب را بعايشه فرمود چون پيغمبر وارد شد عايشه رسول خدا را از قصه آگاه كرده رسول خدا به خدمت فاطمه شتافت فاطمه مىفرمايد ما در خوابگاه خود خوابيده بوديم من خواستم از جاى خود برخيزم رسول خدا فرمود بجاى باش سپس بين من و على نشست حتى وجدت برد قدميه على صدرى سپس تسبيح را تعليم آنها نمود و بروايت ابو بكر شيرازى و حاكم در المستدرك و عسقلاني در اصابه فاطمه به حضرت رسول آمد و بىآنكه اظهار حاجت كند مراجعت